تبلیغات
رمز شهادت - کتاب جدید(جای امن گلوله ها)
رمز شهادت
 
ای کاش ما هم رمز شهادت را می فهمیدیم

اللّهمّ صَلِّ على مُحمُدٍ و على آلِ مُحمّدٍ كَمَا صَلَّیتَ عَلى آلِ اِبراهیمَ اِنَّكَ حَمیدٌ مجیدٌ اللّهمّ بارِك علَى مُحَمّدٍ و على آل محمد كما باركتَ على آل ابراهیمَ اِنّكَ حمیدٌ مجیدٌ



جای آمن

معرفی کتاب: کتاب جای امن گلوله ها خاطرات عبدالرضا آلبوغبیش است که جواد کامور بخشایش آن را گردآوری و تدوین کرده است .
عبدالرضا آلبوغبیش در خرداد 1338 در شهر ماهشهر به دنیا آمده است وی دوران علوم مقدماتی را نزد حاج عبدالحسین از قبیله بندری ها در ماهشهر گذرانده و دوران ابتدایی را در مدرسه عنصری ، دوران دبیرستانش را در دبیرستان بیست و پنج شهریور گذراند.

سپس وارد فعالیت هایی برا ی پیروزی انقلاب اسلامی و پس ازپیروزی به عضویت در گروه جوانمردان پیوست . با شروع جنگ در جریان مقاومت سی و چهارروزه خرمشهر رشادت های زیادی از خود نشان داد و در جریان نبرد با نیروهای بعثی سیزده گلوله به بدنش اصابت کرد که هنوز چهار گلوله در بدنش جا خوش کرده اند.

خاطرات آلبوغبیش تاریخ شفاهی سی و چهار روز اول جنگ به شمار می رود و از نگاه خودش به زوایا و ابعاد گوناگون آن نگریسته است . صحنه هایی که وی از جنایت های بعثی ها در کوچه و خیابان های خرمشهر روایت می کند تنها گوشه ای از فجایعی است که بر مردم خرمشهر و مناطق جنگی رفته است .

گزیده متن :
در اثر خونریزی شدید ، آرام آرام احساس خواب آلودگی کردم اما عدنان ول کن نبود . او با کمال وقاحت ، شلوارش را پایین کشید و بالای سرم ایستاد و به سرو صورتم ادرارکرد . با آنکه اختیاری زا خودم نداشتم ، به زحمت اما آهسته ، لبانم را به هم فشار دادم تا ادرارش به دهانم نرود . صورتم خیس از اداری بود که مدام روی گوش ها ، گردن و یقه لباسم سرازیر می شد .حس چندش آوری به من دست داده بود ...



طبقه بندی: معرفی کتاب، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه چهارم اسفندماه سال 1389 توسط روح الله پورکرباسدهی
لوگوی دوستان



تمامی حقوق این وبلاگ برای رمز شهادتمحفوظ می باشد.