تبلیغات
رمز شهادت - زندگی نامه شهید سید مهدی نقیبی راد
رمز شهادت
 
ای کاش ما هم رمز شهادت را می فهمیدیم

اللّهمّ صَلِّ على مُحمُدٍ و على آلِ مُحمّدٍ كَمَا صَلَّیتَ عَلى آلِ اِبراهیمَ اِنَّكَ حَمیدٌ مجیدٌ اللّهمّ بارِك علَى مُحَمّدٍ و على آل محمد كما باركتَ على آل ابراهیمَ اِنّكَ حمیدٌ مجیدٌ

سیدمهدی نقیبی راد در 20 فروردین سال 1344 در رشت به دنیا آمد. او كه كوچكترین پسر خانواده بود، به خاطر هوش سرشار و شجاعت بی نظیرش مورد توجه خانواده و خویشاوندان قرار گرفت. و به قول مادرش «او بچه تحفه‌ای بود و از اول معلوم بود كه ماندنی نیست.» از 5 سالگی وارد آمادگی شد و در سال 51 به دبستان راعی رفت. راهنمایی و دبیرستان را با معدل بالا پشت سر گذاشت.

وقتی كه سوم دبیرستان بود و در رشته تجربی درس می‌خواند، فرمان امام برای تأسیس بسیج صادر شد و او همراه با دوست صمیمی خود شهید امین اصغری درخواست عضویت در بسیج مستضعفین را به مسئولان وقت نمود و تا سال 61 در بسیج رشت در مسئولیت جذب و سازماندهی بسیج محلات مشغول به وظیفه بود. سید در این مدت بارها درخواست حضور در جبهه را نمود كه بنابر گفته همرزمان او اصل بسیج آمدن سید مهدی برای رفتن به جبهه بود، ولی مسئولین بسیج به دلیل مهارت و شجات بی نظیر سید و احتیاجی كه در رشت به چنین نیروهایی داشتند اجازه حضور او را در جبهه نمی‌دادند. تا اینكه در سال 61 به بهانه درس خواندن از بسیج استعفا داد و سر از ارتفاعات كردستان در آورد. در همین موقع او به عضویت رسمی سپاه درآمد و در گروهان شهید كلاهدوز از گردان امام سجاد در تیپ 2 لشكر 25 كربلا شروع به فعالیت نمود.

اندكی بعد، به دلیل ویژگی‌های ممتازش، او را به واحد اطلاعات و عملیات لشكر 25 كربلا بردند كه بعد از مدتی فرمانده محور یك لشكر 25 كربلا در منطقه شد. در همین زمان بود كه شهامت و شجاعت، منحصر به فرد سید در كارهای اطلاعاتی، باعث شد كه از او دعوت شود تا به قرارگاه ‌نصرت (كه یك قرارگاه كاملاً محرمانه اطلاعاتی و مختص به شجاعان عرب خوزستان بود) برود. سید مهدی چنان در این قرارگاه درخشید و آن چنان در عملیات‌های شناسایی متبحّر بود كه بعد از دو سال انجام وظیفه در این قرارگاه ، كاملاً در بورس بود طوری كه همه دوست داشتند فقط با او بروند به شناسایی؛ به قول همرزمانش«او ناچار شد از قرارگاه فرار كند». حتی هنگام بازگشت به لشكر 25 كربلا نیز چندین نفر از نیروهای زبده قرارگاه نصرت تصمیم گرفتند كه با او به لشكر 25 كربلا بیایند كه سید مانع آنها شد. و همه اینها در حالی بود كه سید هنوز 19 سال هم نداشت.

همرزمانش نقل كرده‌اند:«در شناسایی‌ها هر جا كم می‌آوردیم به سید رجوع می‌كردیم». حتی یكبار برای شناسایی تا خط دوم و سوم عراق پیش رفت كه داستانش مفصل است.

سید چند بار مجروح شد، ولی مجروحیت هرگز او را از پای نینداخت با اینكه بدنش پر از تركش بود و از ناحیه چپ شكم ،كلوستُمی شده بود؛ ولی مدتهای مدیدی را در مناطق برای شناسایی بسر می‌برد.

سیدی كه شور و نشاطش زبان زد همه بود، روزه روزهای دوشنبه و پنجشنبه و نماز شب برنامه دائمی‌اش بود و نیز كسی در طول این چند سال حضور او در صحنه انقلاب از او ناراحتی و عصبانیت ندید و كسی را ناراحت نكرد. ولی اگر كسی كاری انجام می داد كه نفعی برای اسلام و امام نداشت به شدت با او برخورد می‌كرد.

بعد از تبدیل تیپ قدس به لشكر و جدایی آن از لشكر 25 كربلا، سید از لشكر 25 كربلا به لشكر قدس آمد و برای فرماندهی گردان ضربتی و خط شكن حضرت رسول(ص) پیشنهاد شد. او اولین فرمانده این گردان بود. همرزمانش می‌گفتند كه تحویل گرفتن این گردان برای سید و حفظ روحیه و آمادگی نیروهای آن توسط سید از شاهكارهای او بود. به نحوی كه از نیروهای گردان، كماندوهایی تك ور ساخته بود. سید در زمان فرماندهی گردان، معاون اول اطلاعات و عملیات لشكر قدس و محرم اسرار شهید حسین املاكی (جانشین ستاد و فرمانده اطلاعات و عملیات لشكر16 قدس) نیز بود.

رشادتها و زحمات او در طول چهار سال حضور مستمر او در جبهه‌های حق علیه باطل از او چهره‌ای ساخت كه با آن سن كم، تصویری بزرگ و خاطره‌ای جاوید از خود در دل ما گذاشت. ماجراهای پیدا كردن رزمنده های گمشده در شناسایی، پیشروی به خط دوم و سوم عراق، نقشه كشی‌های دقیق او از مواضع دشمن، عبور دادن گردانها از كنار سنگرهای عراقی، فتح كانال‌های نعلی عراق و پیشروی از موانع غیر قابل نفوذ دشمن، طرح تصرف سه راهی امام رضا در خاك عراق و سقوط پایگاه فرماندهی دوعیجی عراق و شلمچه به تبع رشادتهای او و حتی شهادتش، باعث شد كه فرمانده دلاور و بی‌بدیل لشكر اسلام ، شهید املاكی درباره او چنین بفرمایند:

«به طور قطع می‌توان گفت كه پیروزی ما در عملیات بزرگ كربلای پنج، مرهون رشادتهای سید مهدی نقیبی راد بود.»

و سرانجام این فرمانده‌ دلاور سپاه عزت در غروب 4 اسفند 1365 در منطقه شلمچه به شهادت رسید.

اِنْ شاءَ الله بتوانیم از سیره آن بزرگواران پیروی كنیم.





طبقه بندی: زندگی نامه شهدا، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه دوم فروردینماه سال 1390 توسط روح الله پورکرباسدهی
لوگوی دوستان



تمامی حقوق این وبلاگ برای رمز شهادتمحفوظ می باشد.